رئیس انجمن ژنتیک ایران: توانمندی کشور در زمینه ژنتیک قبل از انقلاب با بعد از انقلاب غیرقابل مقایسه است

دکتر بهزاد قره یاضی: با تکلیف قانونی مبنی بر تأمین سهم 3 و 4 درصدی تحقیقات از تولید ناخالص داخلی فاصله جدی داریم.
26 بهمن 1395
سخنرانی رئیس انجمن ژنتیک ایران در همایش ذخایر ژنتیکی
26 بهمن 1395

رئیس انجمن ژنتیک ایران: توانمندی کشور در زمینه ژنتیک قبل از انقلاب با بعد از انقلاب غیرقابل مقایسه است

 برنامه “حیاط خلوت” با گذری بر زندگی علمی و پژوهشی پروفسور محمود تولایی رئیس انجمن ژنتیک ایران به روی آنتن رفت.

رادیو گفت و گو: شما در دوران انقلاب در سال 57 چند سال داشتید و مشغول به چه کاری بودید؟

پروفسور تولایی: در سال 57 حدود شانزده ساله بودم و در زمان هیجان وشور سنین بعد از بلوغ بودم. می توان گفت بلوغ فیزیولوژی ما با بلوغ سیاسی ما تلاقی کرده بود و خوشبختانه شیرین ترین لحظات جامعه خودمان را در جوانی حس و درک کردیم.

رادیو گفت و گو: در آن زمان در کدام شهرستان زندگی می کردید؟

پروفسور تولایی: ما در اصفهان بودیم و همینک هم خانواده و اقوام ما در اصفهان زندگی می کنند.

رادیو گفت و گو: فعالیت هایی که در راهپیمایی ها و تظاهرات می کردید بیشتر در چه زمینه و به چه شکلی بود؟

پروفسور تولایی: به یاد دارم مردم اصفهان در اعتراض به کار رژیم در چهلم شهدای تبریز و در منزل مرحوم آیت اله خادمی مردم تحسن کرده بودند، ما هم به اقتضای شرایط خودمان رفت و آمد می کردیم.

در داخل مدرسه در زنگ تفریح ها با هم جمع می شدیم و شعارهایی را سر می دادیم. همین طور به اقتضای آن زمان، پیام های حضرت امام که می رسید گروهی از دانشجویان انقلابی به سرعت این پیام ها را تکثیر می کردند زمانی که بعد از ظهر از مدرسه به خانه بر می گشتم در نزدیکی خانه ما کارگاه تولید گز بود و مربوط به یکی از افراد انقلابی بود. ایشان یک دستگاه پلی کپی داشت و این پیام ها را فوتو استنسل و در بسته های گز بسته بندی می کردند و بنده و چند نفر دیگر وظیفه مان این بود که این بسته ها را به محلات مختلف منتقل کنیم و به رابطین بدهیم و آنها هم شب در مسجد محله و محدوده خودشان اعلامیه ها را توزیع می کردند.

رادیو گفت و گو: خانواده از فعالیت های شما خبر داشتند؟

پروفسور تولایی: خانواده از همه فعالیت هایم خبر نداشتند اما می دانستند ما با بچه های مسجد همکاری و فعالیت داریم.

رادیو گفت و گو: مانع تان نمی شدند؟

پروفسور تولایی: خوشبختانه خانواده هم همراستا و هم جهت بودند گاهی دلسوزی ها و نگرانی ها سبب می شد تا تذکراتی را بدهند.

رادیو گفت و گو: بعد از پیروزی انقلاب روند تحصیلی خودتان را به طور خلاصه بیان کنید.

پروفسور تولایی: بنده در سال 58 – 57 در دبیرستان هراتی در خیابان کمال اسماعیل بودم که معمولا محل تردد مقامات بود و وقتی افراد از فرودگاه رفت و آمد می کردند این خیابان محل ساواک بود و از شرایط ویژه و خاصی برخوردار بود و به همین جهت، تقریبا می توان گفت به صورت شبانه روزی در انجمن مدرسه می ماندیم و هم درس می خواندیم و هم فعالیت های انقلابی انجام می دادیم. در سال تحصیلی 59-58 دیپلم گرفتم و در سال 60 با گروه های فعال انقلابی همکاری فوق برنامه ای داشتیم.

رادیو گفت و گو: در خصوص زمانی که وارد دانشگاه شدید و انتخاب رشته انجام دادید، با ما صحبت کنید.

پروفسور تولایی: بعد از انقلاب فرهنگی، اولین کنکور گروه پزشکی در سال 61 برگزار شد و بنده هم در این کنکور شرکت کردم و در دوره دکترای حرفه ای دانشگاه تهران پذیرفته شدم و تحصیلات من از نیم سال دوم سال 62 آغاز شد.

رادیو گفت و گو: تمام دوران تحصیلی تان را در ایران بودید یا در خارج از کشور هم سفر کرده اید؟

پروفسور تولایی: دوره دکترای عمومی ما همزمان با دوران جنگ تحمیلی بود، بنده در دی ماه سال 67 فارغ التحصیل شدم و بنا به اقتضائات آن زمان تمام دوره دکترای عمومی را در ایران و در دانشگاه تهران تحصیل کردم.

دوره تحصیلات تکمیلی و پی.اچ.پی را در سال 1375 آغاز کردم. دوره بایو تکنولوژی در انستیتو پاستور ایران آغاز شد و با همکاری چند مرکز و دانشگاه این دوره ایجاد شد و تقریبا قسمت اعظم این رشته را در انستیتو پاستور ایران مشغول به تحصیل بودم و دوران تکمیلی تحقیقات خودم را در انستیتو پاریس به انجام رساندم.

رادیو گفت و گو: چرا به سمت علم ژنتیک رفتید؟

پروفسور تولایی: بایوتکنولوژی، رشته ای است که در دهه 60 در ایران توجهات را جلب کرد و یک دهه قبل در دنیا اوج گرفته بود و جذابیت فراوانی داشت از قابلیت هایی که در این خصوص به گوش ما رسیده بود، تولید نسل جدید واکسن ها، نسل جدید داروها و موضوعاتی که کاملا به روز و جذاب بود و به همین دلیل من این رشته را انتخاب کردم.

رادیو گفت و گو: نتیجه تحقیقاتی که شما در این رشته داشته اید به نتیجه مطلوبی در ژنتیک رسیده است.

پروفسور تولایی: در آن زمان، من پایان نامه دکترای خودم را روی یکی از مسمومیت هایی که کشنده هم بود به عنوان طراحی و تولید یک واکسن نسل جدید انتخاب کردم. واکسن های نو ترکیب و تقریبا این مهم را به ثمر رساندم.

برگشت من از فرانسه به ایران در سال 1380، همزمان با خبر تشییع پیکر بیش از 200 شهید گمنام در کشور که در تفحص های برون مرزی و درون مرزی به دست آمده بودند، بود و متوجه شدم این تعداد قرار است از مناطق مرزی منتقل شوند و چون فاقد اطلاعات و فاقد شناسایی بودند تعداد زیادی از آنها قرار بود تا به شکل گمنام دفن شوند و این موضوع جرقه ای در ذهن من بود که چرا بعد از این همه مشقت و زحمت دادن و خنثی کردن میادین مین برای به دست آمدن پیکر شهدا باید آنها گمنام دفن شوند.

رادیو گفت و گو: شما حرکتی از لحاظ علمی در کشور به وجود آوردید که شاید امروز شهیدی به نام شهید گمنام نداشته باشیم، در این زمینه توضیحاتی را بفرمایید و بگویید جایگاه ما در این خصوص در کجای جهان است.

پروفسور تولایی: خوشبختانه گروه جوان انقلابی که در آن زمان بسیاری از آنها در مقطع دکترا بودند، بعد از پایان جنگ به این اندیشه افتادند که الان فرصت ساختن کشور است و به همین دلیل ما شروع خوبی را در دهه 70 در زمینه بیوتکنولوژی داشتیم و شاید سرمایه امروزمان بیش از 500 متخصص هستند که در گرایش های مختلف بیوتکنولوژی در بهترین دانشگاه های دنیا کار کردند و امروز گروهی از آنها در حوزه بایو تکنولوژی پزشکی فعال هستند.

رتبه کشور در حوزه تولید و ساخت داروهای نسل جدید را خیلی خوب رزیابی می کنیم و حتی در برخی از داروهای نسل جدید، تولید کننده دوم یا سوم در سطح جهان هستیم.

رادیو گفت و گو: توانمندی ما در زمینه ژنتیک در قبل از انقلاب چقدر بوده و الان چقدر است؟

پروفسور تولایی: غیرقابل مقایسه است. امروز در داخل کشور تمام تشخیص های قبل از تولد قابل انجام است. ما امروز داریم فضای سلول درمانی و ژن درمانی را در ذهن دنبال می کنیم و اصلا ابتدای انقلاب ادبیاتش هم در تحصیلات ما هم نبود.

رادیو گفت و گو: شما رتبه های علمی ارزشمندی را بخاطر این کشف بزرگتان در سطح جهان دارید و به عنوان یکی از نام آوران مطرح شدید. تاثیر این موضوع را در دنیا بفرمایید.

پروفسور تولایی: در آن زمان دانشی را که در حوادث مشابه در دنیا مورد استفاده قرار می گرفت و خیلی عمومیت نداشت را در ایران پیاده کردیم. با اتفاق 11 سپتامبر که در اروپا بود، ذهنم مشغول شد که این همه کشته را چه می کنند و آنها هم آمدند و از گنجینه ژنتیکی خداداد نهفته در نهاد هر سلول زنده که انسان هم به عنوان یک موجود برتر است، برای شناسایی قربانیان استفاده کردند.

ما در همان زمان می خواستیم این را در ایران پیاده کنیم، نه تجربه ای داشتیم و نه مقالات علمی مرتبط با این موصوع را در اختیارمان می گذاشتند و من ایمیل هایی را به افرادی که در این زمینه فعال بودند فرستادم اما پاسخی دریافت نکردم و تصمیمی گرفتیم تا خودمان شروع کنیم و بعد از چهار سال توانستیم اولین پروفایل ژنتیکی را آن هم با روش های ساده تر و دستگاه های ساده ای که کار کردن با آنها بسیار سخت بود، بدست بیاوریم و خوشبختانه الان در موقعیتی هستیم که به برخی از کشورهای منطقه هم سرویس می دهیم.

1

دیدگاه ها بسته شده است